ِشکار میمون زنده و رابطه ی آن با ذهن انسان

 

فوق العاده زیباست

                           
شكار ميمون زنده و رابطه آن با ذهن انسان
 
شكار ميمون زنده بخاطر چابكي و سرعت عمل جانور بسيار مشكل است. يكي از روشهاي شكار ميمون در آفريقا اين است كه شكارچي به محل اقامت ميمونها مي رود و بدون توجه به آنها در سوراخ كوچكي در يك سنگ بزرگ مقداري خوراكي مي ريزد و دور مي شود ميمونهاي گرسنه و كنجكاو دستشان را به درون سوراخ مي برند و خوراكيها را در مشت خود مي ريزند اما دهانه سوراخ كوچكتر از آن است كه مشت ميمون از آن خارج شود. ميمون وحشت زده مي شود و تقلا مي كند تا خسته شود اما هرگز مشت بسته خود را باز نمي كند تا رها شود.
ذهن انسان هم گاه مانند مشت بسته ميمون است، تقلا مي كند و بي تاب مي شود و روي يك مسئله قفل مي شود در حالي كه چاره در رها كردن و آزادي از قيد و بندهاي ذهن است

پردازش کلمه

داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوانده شدن کملات در مغز اجنام شده
استکه مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش
کرده و کمله را می خواند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه
شما تواسنتید آنرا بخاونید

حالا اگه برگردی میبینی که نمی تونی بخونیش چون ذهنت فهمید و عکس العمل نشون
میده.

روان پریشی ودرمان

روان‌پریشی یا سایکوز (به انگلیسی: Psychosis) به معنای وضعیت روانی غیرطبیعی است و اصطلاحی است که در روان‌پزشکی برای حالت روانی‌ای به کار می‌رود که اغلب به صورت «از دست دادن تماس با واقعیت» توصیف می‌شود. سایکوز به انواع جدی اختلالات روانی اطلاق می‌شود که در طول آن‌ها بیمار ممکن است دچار توهم و ن هذیان شود. گاه افراد سایکوتیک اختلال شخصیت نیز دارند.جنون يا سایکوز نوعی قطع ارتباط با واقعیت است، که بطور مشخص شامل هذیان (عقائد نادرست درباره وقایع یا اشخاص مثلا فلا ن افراد که میخندند به من میخندند) و توهم (دیدن یا شنیدن چیزهایی که وجود خارجی ندارند ) می باشد.

تعریف

واژه سایکوز از ترکیب دو کلمه یونانی "psyche" به معنای ذهن و "-osis" به معنای وضعیت غیرطبیعی تشکیل شده است. وبه معنی وضعیت روانی غیرطبیعی است که حالتهای مختلفی را دربر میگیرد ولی اصلیترین ویژگی آنها نوعی قطع ارتباط با واقعیت است.

تاریخچه

علایم این بیماری در گذشته‌های دور نیز شناخته شده بود. ولی پیشینیان تعبیرهای اسطوره‌ای برای آن داشتند. در گذشته به روان‌گسیختگی ((جنون جوانی)) می‌گفتند که امروزه چندان مورد پسند روان‌پزشکان و روان‌شناسان نیست. پیشینیان می‌گفتند دیوانه کسی است که

دیو را می‌بیند و مجنون کسی است که جن را می‌بیند.

همه‌گیرشناسی

علل

الکل و داروهای خاص می توانند سبب جنون شوند بیماریهای دوقطبی(مانیا افسردگی) تومورهای مغزی صرع افسردگی سایکوتیک اسکیزوفرنی زوال عقل(مانند آلزايمر) سکته مغزی

پاتوفیزیولوژی

تشخیص

علایم و نشانه‌ها

علایم اصلی که در جنون دیده می‌شود عبارتند از:

  • هذیان
  • توهم
  • ایلوژن
  • فقدان بینش
  • اختلال قضاوت 

درمان

درمان بسته به علت جنون متفاوت است. بستری شدن در بیمارستان اغلب برای اطمینان از ایمنی بیمار لازم است. داروهایی که توهمات شنوایی ("صداهای شنیده شده")و هذیانها را کاهش می دهند، و تفکر و رفتار را پایدار می کنند(داروهای ضد روان پریشی) کمک کننده هستند. گروه درمانی یا مشاوره روانی نیز کمک کننده است.

دارودرمانی در سایکوز

نسل اول آنتی سایکوتیک‌ها

1. بوتیروفنون ها مانند هالو پریدول و دروپریدول

2. فنوتیازین ها مانند کلرپرومازین، فلو فنازین، تیوریدازین .تری فلوپرازین و پرومتازین

3. تیوگزانتین ها مانند تیوتکسین وفلوپنتیکسول

نسل دوم آنتی سایکوتیک‌ها (جدیدترند)

مانند الانزاپین، کلوزاپین وریسپریدون

نسل سوم آنتی سایکوتیک‌ها مانند Aripiprazole

روان‌درمانی پیش آگهی

اصولا پیش آگهی این بیماری خوب نیست به خصوص اگر زمینه ژنتیکی داشته باشد فقط در سنین پایین شروع شده باشد و زمان زیادی بدون درمان گذشته باشد.

عوارض [پیشگیری

[جنون و مسئولیت حقوقی افراد دیوانه در مقابل عاقل به کسی گفته می‌شود که نمی‌تواند به درستی از عقل استفاده کند. به حالت چنین فردی جنون گفته می شود؛ روان‌پریشی‌ها در اصطلاح عامه دیوانگی و در اصطلاح فقهی و حقوقی جزو انواع جنون خوانده‌ می‌شوند.[۱]

از نظر ریشه‌شناسی واژگان، دیوانه یعنی دیوگونه یا بسان دیو. از آن جایی که در افسانه‌های ایرانی، دیو نماد نادرستی، زشتی و پلیدی و وارونه کاری است؛ دیوانه هم کسی است که کارهایی خلاف دیگران می‌کند.

در ادبیات فارسی لغت عربی «مجنون» هم به‌عنوان مترادف واژهٔ دیوانه کاربرد دارد. در حقوق کیفری به دلیل عدم درک و آگاهی صحیح فرد دیوانه از رفتار و عدم توانایی در ارزیابی عملکرد خود، جنون از علل رافع مسئولیت کیفری به حساب می‌آید و از نظر حقوقی این افراد مهجور هستند که این امر دارای آثار حقوقی قابل توجهی است. باید توجه داشت که جنون با سفه تفاوت دارد و آثار جنون نیز با سفاهت متفاوت است. دیوانگی یا جنون -از نظر شدت و ضعف، دائم یا ادواری بودن و...- مصادیق متعددی دارد به همین دلیل در بسیاری از موارد تعیین حدود مسئولیت مجنون با مشکلات زیادی همراه است و نیاز به کارشناسی دقیق متخصصین دارد.

منابع

  1. Gelder, Michael (2005). "Psychiatry", P. 12. Oxford University Press Inc., New York.
  2. برگرفته از سایت ویکی پدیا

مدیریت استرس

 

تعريف استرس:

ارتباطي بين فرد و محيط كه فرد رابطه را فشار آورنده و كنترلش را خارج از توانايي خود ميداند.(رابرت فلدمن)

 

ماهيت استرس:

نحوه ي ارزيابي افراد از رويداد هاي پر استرس و ارز يابي آن ها از تدابير شخصي و منابع مقابله براي مواجهه با اين رويدادها(لازاروس)

نكته ي كاربردي مطلب:وقايع زندگي خود را مثبت ارزيابي كنيد.

 

عوامل مولد استرس:

·        فاجعه يا رويداد هاي فاجعه آميز:

·        تغييرات زندگي:

·        استرس زا هاي پس زمينه اي:

 

علايم فيزيكي يا جسمي استرس:

·        تپش قلب

·        نفس زدن ،حتي در زمان استراحت

·        كمردرد

·        سردرد و ميگرن

·        گردن درد

·        تنفس نامنظم

·        خشك شدن دهان

·        زخم معده

·        مشكلات جنسي

·        مشكلات خواب

·        اسهال

·        سوء هاضمه

·        حالت تهوع

·        درد معده

·        سرگيجه

·        عرق كردن دستان سرد

·        لرز

علايم ذهني استرس:

·        شك و ترديد در تصميم گيري

·        نداشتن تمركز كافي

·        فراموشي

·        وجود افكار مزاحم

·        نامنظم بودن

·        عدم توانايي در انجام دادن كارهاي ساده مانند يك ضرب ساده

·        بي توجهي

 

 

علايم احساسي استرس:

·        دل نگراني ،خجالت در مكان هاي عمومي يا در وسايل نقليه ي عمومي

·        ترس هاي بي مورد

·        پرخاشگري

·        در خود فرورفتگي

·        بد بيني

·        احساس بي كس بودن

·        احساس گناه

·        كابوس

·        گريه

·        تغيير خلق

علايم رفتاري استرس:

·       كاهش اشتها

·       تمايل به كشيدن سيگار يا افزايش سيگار كشيدن

·       ناخن جويدن

·       دوري از ديگران

·       افكار آزاردهنده داشتن

·       مو كشيدن يا ور رفتن با مو

 

واكنش هاي روان شناختي به استرس :

                        

 

1.    واكنش هاي رفتاري:

·       جنگ(حمله به منبع استرس زا مانند شلیک به سمت یک سارق از فرط استرس)

·       گريز (فرار از منبع استرس زا .مانند حذف یک درس سنگین برای رهایی ز استرس آن )

·       مصالحه(حمله به منبع استرس و از بین بردتن فقط برخی از جنبه های آن نه کل آن)

2.    واكنش هيجاني

·       اضطراب(يك نوع پاسخ هيجاني فراتر از استرس كه وجه مشخصه ي آن احساس ترسو تنش فيزيولو‍يك ميباشد)

 

مكانيزم هاي دفاعي در مقابل استرس:

·       سركوب(تلاش ارادي براي فراموش كردن عامل استرس زا)

·       واپس راني(فراموش كردن عامل استرس زا به صورت غير ارادي)

·       دليل تراشي(نوعي تحريف از واقعيت براي توجيه عملكرد خود)

·       واپس روي(استفاده مجدد از شيوه هاي رفتاري اتخاذ شده در گذشته)

 

را ه هاي مقابله با استرس:

·       ورزش

·       اتخاذ يك ر‍‍ژيم غذايي مناسب

·       مطالبه ي حمايت اجتماعي

·       ريلكسيشن

·       تنفس ديا فراگمي

 

 

اقدامات ديگري كه به سلامت روان شما كمك ميكند:

1.از قبل برنامه ريزي كنيد

2.كار هايتان را به ترتيب مهم بودن اولويت بندي كنيد.

3.    ابتدا كار هاي مهمتر خود را به اتمام برسانيد.

4.    زنگ تفريح منظم به خود بدهيد.

5.    علايم استرس را ياد بگيريد.

6.    تشخيص بدهيد كه بعضي از چيزها را نميتوان تغيير داد و انرژي خود براي مسائل قابل تغيير صرف كنيد.

7.    نگرش مثبت را در خود تقويت كنيد.

8.    از صحنه هايي كه شما را عصباني ميكنند بپرهيزيد.(مثلا شلوغي،سر و صدا ،ترافيك)

9.    ارتباط معنوي برقرار كنيد.

10.          به علايم استرس توجه كنيد .مانند سردرد هاي شديد و هنگام مشاهده ي اين علايم كارتان را متوقف كنيد ويك زمان استراحت به خود بدهيد،اگر امكان دارد ،دوش آب گرم بگيريد و يا از تكنيك ماساژ استفاده كنيد.

11.          از رژيم غذايي خود غافل نشويد.براي براورده كردن انرژي روزانه نقش يك صبحانه ي كامل كه شامل پروتئين و كربو هيدرات ها است به مراتب از يك نهار وشام مفصل تر است.

12.          خنده را فراموش نكنيد و روحيه ي شوخ طبعي را در خود تقويت كنيد.

13.          با خود صحبت مثبت داشته باشيد.

14.          .بعد از انجام يك عمل رضايت بخش به خود پاداش بدهيد.

15.          از خواب كافي خود مطمئن شويد.

16.          براي غلبه بر افكار مزاحم به سرگرمي هاي مورد علاقه تان بپردازيد.

17.          براي غلبه بر بي خوابي فعاليت هاي خسته كننده اي مانند دو را انجام دهيدو قبل از خواب نيز يك دوش با آب گرم بگيريد

منابع مطلب: کتاب  استرس: رابرت فلدمن۲-غلبه براسترس (انجمن روانپزشکی بریتانیا)پروفسور ویلکینسون۳-استرس و افسردگی:محمد رضا احمدی

درمان اختلال وسواس اجبار

 

با سلام

در جلاسات قبل تستی را در رابطه با یکی دیگر از اختلالات روانی یعنی اختلال وسواس -اجبار در وب سایت قرار دادیم ،اما در این جلسه قصد داریم شما را با راهای مقابله با این بیماری روانی اشنا کنیم .به طور کلی برای درمان بیماری روانی وسواس اجبار از دو شیوه ی روان درمانی و دارو درمانی استفاده میشود ،که در زیر به توضیح هرکدام از این دو شیوه میپردازیم.

v      روان درمانی

موثرترین شیوه ای که روان شناسان برای درمان اختلال وسواس اجبار پیشنهاد کرده اند ،روان درمانی میباشد .لازم به ذکر است که تلفیقی از روان درمانی ودارودرمانی برای مقابله با این ضایعه ی روانی کارساز میباشد،اگرچه در بعضی از موارد به خاطر اثرات جانبی دارو

 صرفااز روان درمانی استفاده میشود.مثلا افراد مسن یا کودکان که استفاده از دارو برای آنان اثرات جانبی خطرناکی به همراه دارد ،صرفا از شیوه ی روان درمانی استفاده میکنند.موثرترین شیوه ه ای که روان درمان گران برای درمان بیماری وسواس-اجبار در نظر گرفته اند ،شیوه ی مواجهه و جلوگیری از پاسخ میباشد.مواجهه یعنی روبرو کردن فرد وسواسی با موقعیت ترس آور .جلوگیری از پاسخ نیز یعنی منع کردن فرد از انجام عمل وسواسی .مثلا کسی که دچار وسواس شستشو میباشد ،واز ترس الوده شدن ،پس از برخورد با اشیای مختلف

 مدام به شستن دستهای خود اقدام میکند ،فرد روان درمانگر ابتدا وی را با موقعیت هایی که بیمار احساس میکند آلوده کننده هستند مواجه میکند(شیوه ی مواجهه)سپس هنگامی که فرد بیمار قصد دارد به شستن دست های خود اقدام کند ،روان درمانگر وی را از این کار منع میکند.(جلوگیری از پاسخ)یعنی به فرد بیمار اجازه نمیدهد که به شستن دست هایش اقدام کند.لازم به ذکر ست که استفاده از شیوه ی روان درمانی برای درمان این اختلال حدودا شش ماه میباشد.

v      دارودرمانی

داروهایی که برای درمان اختلال وسواس اجبار به کار میرود ،همان داروهای ضد افسردگی هستند.هرچند که این داروها با عوارض جانبی ای همراه هستند ،ولی اثر این داروها در درمان بیماری وسواس-اجبار همانند بیماری افسردگی به اثبات رسیده است.مهمترین دارویی که به عنوان داروی ضد اجبار شناخته شده است داروی کلومی پرامین هست ،که مد ت هاست برای درمان افسردگی و اختلال وسواس- اجبار از آن استفاده میشود.مهمترین اثر جانبی این دارو آسیب رساندن به دندان هاست و شایعترین عوارض این دارو یبوست،اختلال خواب و خوراک ،اختلال جنسی و... میباشد.دارو ی مهم دیگری که برای درمان این بیماری به کار میرود داروی فلوکستین یا پروزاک است .این دارو مشهورترین داروی ضد افسردگی میباشد که با مصرف آن عوارضی همچون عوارض داروی کلومی پرامین با خود به همراه دارد.سومین داروی مشهور دیگر داروی سرترالین میباشد که اثر این دارو نیز دردرمان بیماری وسواس-اجبار به اثبات رسیده است.یکی ازاثر ات جانبی که این دارو میتواند با خود به همراه داشته باشد ،سرگیجه میباشد.دقیقا همانند مصرف یک فنجان قهوه ی غلیظ ،که به احتمال با سرگیجه همراه است .از دیگر داروهایی که برای درمان بیماری روانی وسواس-اجبار به کار میرود ،داروهای ،ریتالین،آمی تریپتیلین،آلپرازولام و... میباشد.اثرات درمانی دارو حدودا بعد از هشت هفته خود را نشان میدهند ،به همین خاطر بعضی از بیماران درهفته های اول نا امید میشوند و مصرف دارو را قطع میکنند ،لذا پیشنهاد میشود تا حدود هفته ی هشتم به مصرف دارو ادامه دهند و آن را متوقف نکنند.در پایان اینجانب برای کسب اطلاعات بیشتر در باره ی راه های مقابله با این ضایعه ی روانی کتاب غلبه بر وسواس دکتر لی بائر را به شما کاربران عزیز معرفی میکنم در ضمن این تست را که به زبان انگلیسی طرح شده را نیز حل کنید تا مشخص شود وسواسی هستید یا نه .البته من غیر از این تست تست دیگری را در وب سایت قرار دادم.

منبع مطلب:کتاب غلبه بر وسواس :دکتر لی بائر

http://psychcentral.com/ocdquiz.htm

ارادتمند شما: سید حمدالله افشین

 

تست وسواس


باسلام .با توجه به درخواست وعلاقه ی کاربران عزیز نسبت به تست های روان شناسی این بار نیز تستی را در ارتباط با اختلال وسواس تهیه کردیم .از کاربران عزیز تقاضا داریم ابتدا تست را حل کنند بعدا نیز میتوانند سوالات خود را از طریق بخش نظردهی وب سایت یا از طریق ایمیل به آدرس پست الکترونیکی این جانب ارسال کنند .همچنین از انجایی که نظرات ،پیشنهادات و انتقادات شما بازدید کنندگان محترم، اینجانب را در بالا بردن کیفیت وب سایت یاری میکند،لذا میتوانید از طریق ایمیل یا همان بخش نظر دهی وب سایت ما را از نظرات،پیشنهادات و انتقادات خود مطلع سازید.در ضمن برای افزایش اگاهی در مورد اختلال وسواس ـاجبار این جانب کتاب غلبه بر وسواس دکتر لی بائر را به شما معرفی میکنم که البته در جلسات بعدی حتما روش های درمان این اختلال را که بر گرفته از همین کتاب هست  توضیح خواهم داد.ضمنا جهت راهنمایی بیشتر در زمینه ی درمان میتوانید  با آدرس پست اکترونیکی این جانب تماس حاصل فرمایید.

توضیح:ابتدا سوالات را بخوانید وبعد اولین جوابی را که به ذهنتان میرسد (بلی،خیر) یاداشت کنید سپس تعداد جوابهای مثبت خود را یاداشت کنید.

1- آیامدت زیادی راصرف تنظیم کاغذها و یادداشت هایتان میکنید تا اگر روزی به آنها احتیاج داشتید دقیقا بدانید که کجاست؟

2- اگر پیشامد غیرمنتظره ای مو جب هم خوردن برنامه ها و عادات روزانه بشود . ازاین بابت دلخور میشوید؟

3- آیا نظم و نظافت همه چیز برایتان اهمیت دارد؟

4- آیا قبل ارخواب کارهای شخصی خاصی انجام میدهید که درصورت تغیر برنامه خوابتان مختل شود ؟

5- آیامعمولا پیش از آنکه در را به روی کسی بازکنید موها و لباستان را مرتب میکنید ؟

6- آیا همیشه تمام قرارهای ملاقات و کارهایی را که باید انجام بدهید در دفتری مینویسید؟

7- اگر احتیاج به چیزی داشته باشید آنرا از کسی قرض نمیکنید تا منت دیگران را نکشید ؟

8- درصورتیکه خانه ای که درآن زندگی میکنید بهم ریخته و کثیف بشود ناراحت میشوید ؟

9- آیا چیزهای بدرد نخور را برای روز مبادا نگه میدارید ؟

10- آیا بیشتر اوقات کارها را خودتان انجام میدهید و آنرابه کسی واگذار نمیکنید چون میخواهید به نحو احسن انجام دهید ؟

11- آیا همیشه مراقب هستید تا جزیی ترین بدهی ها را جبران کنید ؟

12- آیا ازاینکه در اماکن عمومی به میکروب های سایرین الوده بشوید احساس ناراحتی زیادی مکنید؟

13- آیا تمام پولهایی را که خرج میکنید به دقت حساب میکنید ؟

14- اگر درخانه کس دیگری اقامت داشته باشید آیا تمامی راههای امنیتی را بررسی میکنید تا درصورت بروز حوادث
غیرمترقبه به آن متوسل شوید؟

15- آیا نسبت به قفل کردن در پنجره یاخاموش کردن چراغ ها یا گاز وسواس بخرج میدهید ؟

16- آیا بعضی عقاید خرافی را باور دارید و  به آنها عمل میکنید؟

17- آیا بعضی اوقات وقتی دست هایتان تمیز است نیاز به شستن آنها مییابید ؟

18- آیا گاهی اوقات در ذهن تان آنقدر فکر و خیال هست که میخواهید آنها را متوقف کنید ؟


 

جواب تست


دراین تست اگر 10 سئوال یا بیشتر جواب مثبت داده اید یعنی از وسواس رنج میبرید. هرچه میزان جواب های بله بیشتر
باشد یعنی شما فردی مراقب و با وجدان و منضبط جدی و مشکل پسند هستید و درصورت مشاهده بی نظمی و بی نظافتی درمحیط اطرافتان ناراحت و عصبانی میشوید.

در صورتی که تعداد جوابهای مثبت شما کمتر از 10 باشد یعنی فردی راحت هستید و نیاز به نظم و انضباط درشما وجود ندارد.

یک آزمایش ذهنی فوق العاده

روز به خیر

این مطلب را تا آخر بخوانید و به اتفاقی که می افته کمی فکر کنید (30 ثانیه بیشتر وقت نمی گیره) لطفا به سوالات زیر به سرعت پاسخ دهید: نتیجه چیست؟

    

    

2+2

    

    

    

4+4

 

 

       
8+8

 

 

 

16+16

 

 

 

    

    

    

خیلی سریع عددی بین 12 تا 5 انتخاب کنید. انتخاب کردید?

 

 

 

حالا برید پایین

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.   
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

عدد انتخابی شما 7 بود؟


 این آزمایش توسط یکی از محققان برجسته در زمینه مطالعات ذهنی در امریکا، پرفسور "مک کین" انجام شد در این آزمایش با طرح 4 سوال اول ذهن شما شرطی شده و در هنگام انتخاب عددی بین 12 تا 5 ابتدا ذهن این دو عدد راجمع می کند یعنی 17 ولی 17 بین دو عدد12 تا 5 نیست. ذهن اتوماتیک به عدد 7 می رسد که از 5 هم بزرگتر است. این آزمایش انقلاب بزرگی در آزمایشات رفتاری ذهن نسبت به آموخته های ما از دوران کودکی و اجتماع و آنچیزی که شبانه روز از طریق رسانه ها به ما میرسد ایجاد کرده است. طبق نتیجه تحقیقات مردم وقتی ذهنشان شرطی شد از انتخاب یا تفکر در جهت دیگر می ترسند و در دراز مدت استقلال فکری هر کس مسائل پیرامونش می شود نه تفکرات واقعی خودش.

--

تست سلامت روحی +طنز

 با جواب به این تست روانشناسی .... واقعیتی بزرگ اشکار می گردد.

سلام.این تست را حل کنید خیلی خیلی جالبه .ضمنا خدمت عزیزات بازدید کننده عرض کنم که من خودم این تست را از یه وب سایت دیگه گرفتم ودر مورد معتبر بودنش هیچ گونه اگاهی مطلقی ندارم ولی به این خاطر که از نظر خودم تست جالبی بود گفتم در اختیار شما کاربران عزیز هم قرارش بدم شاید خوشتون بیاد.

دختری توی مجلس ختم مادرش .... مردی رو می بینه .... از اون مرد خیلی خوشش میاد....
احساس می کنه ...اون مرد ارزو هاشه ....و میتونه با اون به خوشبختی کامل برسه ....
خلاصه یه دل نه.... صد دل عاشقش میشه ....
ولی نمیره جلو .... با اون مرد صحبت کنه یا ادرس و شماره تلفن اون مرد رو بگیره و دیگه اون مرد رو نمی بینه ....
چند هفته بعد .....
دختره ..... خواهر خودش رو میکشه ..... چرا ؟
















زود نرو پایین ..... اول فکر کن ....بعد جواب بده.....بعد برو پایین ....
















خوب فکر هاتو کردی ... بعدش نگی نه....هول شدم و از این حرفا ....



















جواب مسئله :
دختره ...خواهر خودش رو به قتل می رسونه تا یه بار دیگه اون مرد رو توی مجلس ختم خواهرش هم ببینه تا .....


توضیحات:
اگه هرجوابی غیر از این جواب دادید .... خوشحال باشید ....چون شما از سلامت کامل روح و روان برخوردارید .... و احتمال قاتل شدنتون در اینده صفره....
اگه جواب درست دادین ....یا قاتلید  یا مستعد قاتل شدنید  چون مثل دختره فکر کردید
این تست توسط روانشناسان امریکا تهیه شده و توسط این تست میتونن به خصوصیات افراد مشکوک به قتل پی ببرن ....
جالبه بدونید ....
از تمام قاتلین حرفه ای داخل زندانهای امریکا ....این سوال پرسیده شده و همشون جواب درست دادن .... چون طرز فکرشون با طرز فکر دختره یکی بوده....


نتیجه گیری از زاویه طنز :
ببین خانوما واسیه رسیدن به مرد مورد علاقه شون....چه کارا که نمی کنن

ارادتمند شما سید حمدالله افشین

تست افسردگی بک


تست افسردگی بک مشهورترین تست  در سنجش میزان افسردگی است .برای اطلاع از میزان افسردگی خود ابتدا این تست را انجام بدهید ودر صورت افسرده بودن میتوانید با کلیک کردن روی لینکی که در پایان تست وجود دارد راهکار های مقابله ای را جهت غلبه بر افسردگی خود به کار ببرید .در ضمن این راهکار ها  که با عنوان مثبت گرا بودن به شما عرضه میشوند نظریات شخصی این جانب میباشد وبیشتر برای افرادی میتواند کاربرد داشته باشد که دچار افسردگی خفیف هستند.لذا  به  افرادی  که  با سطح با لاتری از افسردگی مواجه هستند (افسردگی متوسط،شدید)پیشنهاد میشود ضمن اجرای این راهکارها مشاوره با روان شناس را در دستور درمان خود قرار بدهند.

A (غمگيني)

3  من آنقدر غمگين يا بدبختم كه ديگر تحملش را ندارم.

2  من هميشه غمگين يا گرفته ام و نمي توانم خود را از اين وضع خلاص كنم.

1  من غمگين يا گرفته ام.

0  من غمگين نيستم.

 

B (بدبيني)

3  من احساس مي كنم كه به آينده اميدي نيست و اوضاع بهتر نخواهد شد.

2  من احساس مي كنم كه هيچ اميدي به آينده ندارم.

1  من نسبت به آينده مأيوسم.

0  من خيلي نسبت به آينده بدبين يا مأيوس نيستم.

 

C (احساس شكست خوردگي)

3  من احساس مي كنم كه شخصي كاملاً شكست خورده ام.(به عنوان پدر، مادر،شوهر، زن)

2  من هر چه به گذشته مي نگرم چيزي جز شكست نمي يابم.

1  من احساس مي كنم كه بيش از يك شخص متوسط در زندگي با شكست مواجه شده ام.

0  من خود را مثل يك شخص شكست خورده نمي دانم.

 

D (نارضائي)

3  من از همه چيز ناراضي ام.

2  ديگر هيچ چيز مرا راضي نمي كند.

1  من از چيزهايي كه لذت مي بردم، ديگر لذت نمي برم.

0  من نارضائي خاصي ندارم.

 

E (احساس گناهكاري)

3  انگار احساس مي كنم كه بسيار بد يا بي ارزش هستم.

2  من احساس مي كنم كه كاملاً گناهكارم.

1  من اغلب اوقات احساس مي كنم كه بد يا بي ارزشم.

0  من احساس گناهكاري به خصوصي ندارم.

 

F (از خودبيزاري)

3  من از خود نفرت دارم.

2  من از خود بيزارم.

1  من از خود نااميدم.

0  من از خود نااميد نيستم.

 

G (خود آزاررساني)

3  اگر امكان داشت خودم را مي كشتم.

2  من نقشه هاي مشخصي براي خودكشي دارم.

1  من احساس مي كنم كه بهتر است بميرم.

0  من به هيچ وجه در فكر آسيب رساندن به خود نيستم.

 

H (كناره گيري)

3  من تمام علاقه ام را نسبت به مردم از دست داده ام و هيچ توجهي به آنها ندارم.

2  من علاقه ام را تا حد زيادي نسبت به مردم از دست داده ام و فقط اندك احساسي نسبت به آنها دارم.

1  من اكنون كمتر از گذشته نسبت به مردم علاقه دارم.

0  من علاقه ام را نسبت به مردم از دست نداده ام.

 

I (بي تصميمي)

3  من ديگرنمي توانم هيچ تصميمي بگيرم.

2  براي من تصميم گرفتن بسيار مشكل است.

1  من سعي مي كنم كه تصميم گيري خود را به تأخير بيندازم.

0  من هميشه مي توانم به خوبي تصميم بگيرم.

 

J (تغيير خودپنداشت)

3  من احساس مي كنم كه زشت يا زننده ام.

2  من احساس مي كنم كه وضع ظاهري من دائماً در تغيير است و باعث مي شود كه به نظر ديگران جذاب نباشم.

1  من از اينكه پير يا غير جذاب به نظر برسم، نگرانم.

0  من احساس نمي كنم كه به نظر ديگران بدتر از گذشته باشم.

 

K (دشواري در كار)

3  من اصلاً نمي توانم كار كنم.

2  من براي انجام هر كاري بايد خيلي به خود فشار بياورم.

1  براي من شروع يك كار مستلزم كوششي فوق العاده است.

0  من مي توانم مثل گذشته كار كنم.

 

L (خستگي پذيري)

3  من خسته تر از آنم كه بتوانم كاري انجام دهم.

2  من با انجام هر كاري  خسته مي شوم.

1  من خيلي زودتر از سابق خسته مي شوم.

0  من بيش از حد معمول خسته نمي شوم.

 

M (بي اشتهائي)

3  من ديگر به هيچ وجه اشتها ندارم.

2  حالا ديگر اشتهاي من خيلي بدتر شده است.

1  اشتهاي من ديگر به خوبي گذشته نيست.

0  اشتهاي  من بدتر از از حد معمول نيست.

 حال برای اگاهی از میزان افسردگی خودتان نمرات خود را با هم جمع کنید.مثالا اگر در سوال یک گزینه ۱بیانگر حالت روحی شماست (من آنقدرغمگین یا بدبختم که دیگر تحملش را ندارم) به خود نمره ی سه بدهید و به همین ترتیب اگر گزینه ی دو معرف حالت درونی شماست به خود نمره ی دو واگر  گزینه سه حالت شما را بیان کرد نمره یک بدهید .گزینه ی چهار هم هیچ نمره ای ندارد که البته آرزوی قلبی بنده نیز این است که گزینه ی چهار پاسخ تمام سوالات شما باشد .حال نمره های  بین ۱تا۱۰ نشانگر نبود افسردگی است از۱۱تا۱۶نشانگر افسردگی خفیف-از ۱۷تا۲۰ نشانگر مشورت با روان ژزشک(یعنی لازم است که شما با یک روان پزشک مشاوره داشته باشید)از ۲۱تا۳۰به نسبت افسرده از۳۱تا۴۰نشانگر افسردگی شدید واز ۴۰به بالا نشانگر افسردگی بیش از حد می باشد. در پایان برای مقابله با این عارضه ی روانی راهکار های مفابله ای که در لینک زیر قرار دادم را به شما کاربران عزیز پیشنهاد میکنم.با کلیک کردن روی عنوان زیر میتوانید این را هکار ها را مشاهده فرماید.

چگونه مثبت گرا باشیم

ارادتمند شما سید حمدالله افشین

 

تست زیگموند فروید


فرض کنيد که در خانه هستيد و پنج اتفاق زير همزمان پيش مياد

-۱  
تلفن زنگ ميزنه://-۲ بچه تان گريه ميکنه
يکي داره در خونه رو مي زنه و صداتون ميکنه
-۴ 
لباس ها را بيرون روي طناب پين کرده ايد و بارون ميگيره
-۵ 
شير آب رو در آشپز خانه باز گذاشتيد و آب داره سر ريز ميشه

خب حالا با اين وضعيت شما به ترتيب کدوم کارها رو انجام ميديد؟ يعني از شماره ي 1 تا 5 رو با چه اولويتي انجام ميديد؟

اولويت هاي خودتونو تعيين کنيد و براي تحليلش مطلب زیر را ببینید!

هر يک از 5 مورد بالا نشون دهنده يکي از جنبه هاي زندگي شماست.

1- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.

2- گريه بچه، نشون دهنده خانواده است.

3- زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست.

4- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.

5- سر رفتن آب، نشون دهنده ميل جنسي هستش.

ترتيب انتخاب هاي شما نشون دهنده اولويت هاي ذهن شما در زندگيه.

در بار ه ی فروید:

فرويد يکي از بارزترين شخصيت هاي علمي قرن بيستم است.

او در 6 ماه مه 1856 به دنيا آمد و در در 23 سپتامبر 1939 از دنيا رفت.

او اطريشي بود و از بنيانگذاران دانشکده روانپزشکي.

بيشترين شهرت فرويد مربوط به کارهاي او در زمينه روان شناسي تمايلات جنسي، روياها و ضمير ناخودآگاه است.

او به عنوان پدر علم روان تحليل گري شناخته مي شود.

انواع دفاع فیزیکی و روحی در مقابل استرس

1-دفاع فیزیکی

خواب :ابتدا از خواب کافی خود مطمئن شوید.میزان خواب در بین افراد انسان متفاوت است اما این گفته قابل قبول است که در زمان استرس نیاز به خواب بیشتری احساس میشود.البته حتی موقع استرس نیز باید از خواب زیاد بر حذر باشید چون پر خوابی نیز مانند کم خوابی عوارضی را با خود به همراه دارد.مشکلات خواب در بین افراد دارای استرس رایج است بنابرایین پیشنهاد میکنیم بارعایت اصول زیر میزان خواب خود را به حد کافی برسانید.

·         کم کردن مصرف روزانه ی چای، قهوه، ونوشابه.

·         شام را زود میل کنید و از نوشیدن چای و قهوه ی پر رنگ وغلیظ در بعد از ظهر وعصر بر حذر باشید.

·         سعی کنید فعالیت های خسته کننده ای چون پیاده روی سریع یا باغبانی انجام دهید.

·         بعد از انجام فعالیت ورزشی دوش بگیرید.

·         قبل از رفتن به رختخواب فعالیت سرگرم کننده ای چون تماشای تلویزیون یا حتی بازی فال ورق داشته باشید تا ذهن خود را  از افکار نگران کننده آزاد سازید.

·         به خود اجازه ندهید که به مشکلات فکر کنید، میتوان تا صبح به مشکلات فکر نکرد.

·         سعی کنید قرص خواب استفاده نکنید مگر اینکه این کار برای یک یا دو شب به منظور شکستن سد بی خوابی باشد.

رژیم غذایی:  از آن جایی که رژیم غذایی مطلوب میتواند خطر ابتلا به بیماری هایی چون فشار خون بالا، سرطان روده ودیابت نوع دوم را کاهش دهد بنابراین همه ی ما باید رژیم غذایی مطلوبی برای اجتناب از افزایش وزن را داشته باشیم.برای نیل به این هدف توصیه های ذیل را جدی بگیرید:

·         از خوردن غذاهای پر چرب اجتناب کنید.

·         غلات سبوس دار ، حبوبات ، میوه جات وسبزی جات را در برنامه ی غذایی خود افزایش دهید.

·         مصرف روزانه ی شکر ونمک را کم کنید .وسعی کنید مصرف مایعات را در طول روز افزایش دهید

·         ضمنا برای اصلاح رژیم غذایی خود سریع پیش نروید بلکه سعی کنید هر بار تعداد کمی از غذاهای خود را تغییر دهید.

ورزش: سعی کنید در طول روز حدود بیست دقیقه از وقت خود را صرف ورزش در هوای آزاد کنید.حدا قل فایده ی ورزش این است که فرد از لحاظ فیزیکی وروحی به آرامش دست پیدا میکند همچنین با ورزش خوابی دل چسب خواهید داشت واشتهای شما نیز تحریک میشود.

2- دفاع روحی: بسیاری از واکنش های ما به رویدادهای استرس زا، به نحوه ی نگرش ، عقاید وارزش های ما بستگی دارد. لذا توصیه های زیر میتواند در مواجهه با رویدادهای استرس زا مفید باشد:

  •  مبارزه با افکار منفی را از همین الان شروع کنید.اگرچه مبارزه با افکار منفی کاری دشوار به نظر می اید ولی این کار میتواند به افزایش اعتماد به نفس شما در برابر مشکلات کمک کند .توصیه میشود هنگام هجوم افکار منقی به ذهن شمافعالیت های سر گرم کننده ای مثل تماشای تلویزیون یا بازی شطرنج داشته باشید، تا ازاین طریق ذهن خود را از افکار منفی آزاد سازید.
  • به خود تلقن کنید که  به آرامش خواهید رسید وبالاخره از کمند استرس رها میشوید.

·         مینوانید برای آرامش روحی خود اعمالی مانند ریلکسیشن ، یوگا ، یا عمل خود هیپنوتیزم روانی را انجام دهید که البته من این عمل را  (خود هیپنوتیزم روانی) در جلسات قبل توضیح دادم .بنابراین میتوانید جهت یادگیری به آن رجوع کنید .البته سعی میکنم در جلسات بعد عمل ریلکسیشن و یوگا و دیگر اعمالی که به آرامش روحی منجر میشود را به شما کاربران گرامی آموزش دهم.

منبع مطلب:کتاب غلبه بر استرس:(انجمن روانپزشکی بریتانیا)پروفسور گئورگ ویلکینسون

کودک،ترس،درمان

 
 

پسر چهارده ساله ای که ترس شدیدی از بیمارستان و آمبولانس داشت توسط روان شناسی به اسم لازاروس درمان شد. چهار سال بود که این ترس او را رنج میداد. چندین بار وقتی آمبولانسی از کنارش گذشته بود از حال رفته بود.از بیمارستان ها میترسید واز وارد شدن به آنها ابا داشت.درمان به این شکل بود که کودک ابتدا در فاصله ی دور به آمبولانس نگاه بیندازد وکم کم خود را به آمبولانس نزدیک کند وسر انجام بتواند وارد بخش جراحی شود.سه روز پس از از سومین جلسه ی رفع حساسیت ،فرد مورد نظر از پس یک آمبولانس پارک شده که درهای پشت آن باز بود عبور کرد، واضطرابی تجربه نکرد.پس از ده مصاحبه، بسیار پیشرفت کرده وقادر بود که به بیمارستان وارد شود وبدون اشکال به آمبولانس نزدیک شود.پس از پی گیری های سه ماهه هیچ یک از ترس های قبلی بروز نکرد.همکاری روان شناسان وروان پزشکان برای تخفیف ترس کودکان منجر به تهیه ی فیلمی به اسم مسواک قرمز شد.فیلم، دو کودک را نمایش میداد که به نزد دندان پزشک میروند یکی باترس ویکی بدون ترس.کودک بدون ترس وارد مطب میشود ، بر روی صندلی دندان پزشکی مینشیند ودندان هایش را پاک میکند. پاک کردن شامل یک آیینه ی دندان پزشکی، ازمایش دادن وچرخ جلا دادن درمان بود که با تسمه می چرخید. کودک دوم که دختری است ودر ابتدا میترسید، کودک بدون ترس را در طی جلسه تماشا میکند وبه تدریج ترس او کاهش می یابد.بنا براین نمایش این گونه فیلم ها میتواند تاثیر زیادی بر کاهش ترس کودکان داشته باشد .البته کودکی که از دندان پزشک میترسد میتوان از طریق مشاهده ی ساده ی کودکان هم سن وسال خودش که این گونه  ترس ها را ندارند(موقع ملاقات دندان پزشک)درمان کرد ولی طبق تجارب به نظر می رسد تاثیر فیلم برای کاهش ترس کودکان بهتر از مشاهده ی ساده ی کودکی بدون ترس است  که به دشواری می تواند خود را جای او بگذارد.اما اینک به توضیح ودر مان فوبی دیگری از کودکان می پردازیم. کودکانی که فوبی خاصی از اتوبوس ها داشتند با استفاده از شیوه ای که در آن  با پیشرفت های تدریجی که نسبت به محرک های ترسناک داشتند پاداش داده میشدند تحت درمان قرار گرفتند.قبل از مقابله ی واقعی کودک با محرک واقعی فوبی(یعنی اتوبوس)از او خواسته میشد که به عکس ها یا مدلها یی از اتوبوس نگاه کند.بدین نحو نیاز به تجسم ذهنی محرک ترس اور برطرف می شد.وقتی کودک تحملی از مدل اتوبوس نشان می داد بابت حرکت ونزدیک شدن تدریجی اوبه اتوبوس پاداش داده میشد(مثلا بستنی یا آنچه مورد علاقه ی کودک بود)یعنی وقتی که عکس ها را میدید وسپس به صورت واقعی خود را به اتوبوس نزدیک میکرد به او پاداشی داده میشد .طبق گذارشات والدین، کودک آشکارا  توانا یی سوار شدن به اتوبوس را پیدا کرده بود.

تغییر گریه و داد و بیداد در کودکان خردسال

 

درسال۱۹۶۷ اتزل وگویرتز نشان دادند که پر ستار در بیمارستان کودکان به سهولت قادر است گریه ی کودکان را از طریق تقویت وبلاجواب گذاشتن ، تماس چشمی،ولبخند زدن به کودک برطرف کرد.در سال 1959ویلیامز کودک بیست ویک ماهه ای را تنها با استفاده از شیوه ی خاموشی درمان کرد. این کودک در اغاز زندگی خود بسیار بیمار بود بعدها بهبود پیدا کرد. ولیکن هیجده ماه اولیه ی زندگی خواستار توجه ومراقبت شدید بود.برای جلب توجه دیگران بالاخص وقت خوابیدن رفتار پر سروصدایی داشت.هریک از پدر ومادر که او را در رختخواب میگذاشت اگر از اطاق خارج میشد کودک دست به فریاد زدن وهیاهو کردن میکرد تاوقتی که یکی از ان ها به اتاق باز میگشت. بالنتیجه پدر ومادر تا وقتی بچه به خواب می رفت نمی توانستند از اطاق خارج شوند وهر شب یک ساعت ونیم تا دو ساعت را در اتاق کودک میگذراندند ومنتظر می ماندند تا به خواب برود. در پی رسیدگی پزشکی که معلوم شد هیچ نوع عارضه ی جسمانی در کودک وجود ندارد تصمیم گرفته شد که تقویت کننده ها با توجه به رفتار پر سر وصدا حذف شوند. از پدر مادر درخواست شد که هنگام خواب طفل، اطاق را ترک کرده ودر را ببندند ، حتی اگر کودک جیغ بزند وفریاد کند در را باز نکنند. مدت جیغ کشیدن کودک از وقت بسته شدن در اندازه گیری شد. اولین روزی که پدر ومادر برنا مه ی بی جواب گذاشتن را شروع کردند کودک از وقتی که در رختخواب گذاشته شد به مدت چهل وپنج دقیقه جیغ کشید.دومین باری که در رختخواب گذاشته شد به هیچ وجه گریه نکرد ودر دهمین بار دیگر نه گریه کرد نه غرولند کرد.بنا بر این نتیجه می گیریم که  توجه بیش از حد والدین به کودک رفتار گریه کردن را در کودک تقویت میکرد.یعنی هرچه والدین بیشتر نگران میشدند وبه کودک توجه می کردند کودک بیشتر گریه میکرد .زیرا گریه ی کودک به خاطر جلب توجه والدین بود.بنا براین توصیه میشود والدین در چنین شرایطی کودک را به حال خود بگذارند ونگران دادو بیدادهایش نباشند.ضمنا گریه کردن را میتوان از طریق رفتارهای تقویتی از قبیل  لبخند زدن وبازی کردن باکودک که با گریه کردن ناسازگار است رفع کرد.

چگونه مثبت گرا باشیم؟

 

۱-نسبت به خود احساس خوبی داشته باشیم.

2-افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنیم:افکار منفی باعث می شود که فرد در موقعیت های گوناگون وجوه  منفی آن موقعیت را در نظر بگیرد ودر نتیجه به فردی منفی گرا تبدیل شود.اما برعکس افکار مثبت میتوانند حتی موقعیت های سخت را بر نیز بر فرد تسهیل کندتا فرد با نگرشی مثبت با وقایع روبرو شود وخود را صخره ی محکمی در برابر مشکلات احساس کند.

3- به صفات مثبت خود بیا ندیشیم:همه ی ما دارای صفات  مثبت ودر مقابل صفات منفی نیز هستیم اما از آن جایی که صفات مثبت به وجود آورنده ی احساسات مثبت می باشند وهمچنین تفکر فرد را به سمت و سوی مثبتی هدایت میکند پس بهتر است به صفات مثبت خود فکر کنیم ودر صدد تقویت آنها براییم.  

4-از جملات مثبت استفاده کنید:جملات مثبت سا زنده ی افکار مثبت ودر نتیجه روحیه ای مثبت ومقاوم در برابر مشکلات می باشند . ازآ ن جایی که جملات منفی سریع به نا خوداگاه فرد رسوخ میکنند واز مقاومت فرد در برا بر مشکلات میکاهد وهمچنین نوعی احساس ناتوان بودن را در فرد به وجود می اورند پس سعی کنید تا ان جایی که قادر هستید از به کار بردن این جملات پرهیز کنید وجملات مثبت را جایگزین کنید.زیرا که جملات مثبت اعتماد به نفس را در فرد افزایش میدهد تا فرد با نگرشی مثبت به زندگی نگاه کند وبا عزمی راسخ در جهت نیل به اهدافش براید.اگر هر روز این جملات را تکرار کنید که فردی خوشبخت هستید یا مثلا اعتماد به نفستان زیاد هست مطمئن باشید زندگی را زیبا تر از انچه که فکر میکنید خواهید دید.

5-  از معاشرت با افراد منفی گرا حتی الامکان اجتناب کنید.

6-در برابر مشکلات صبور باشید وبه خود تلقین کنید که همه چیز حل خواهد شد.

7-به خاطرات خوب وشیرین گذشته ی خود فکر کنید:خاطرات مثبت به وجود اورنده ی احساسات مثبت ودر نتیجه افکار مثبت در فرد می باشند بنا بر این سعی کنید به لحظات شیرین ودوست داشتنی زندگی خود بیاندیشید.

8-به ندای کودک درون خود گوش فرا دهید:کودک درونی که خداوند در وجود ما انسان ها قرار داده هادی وراهنمای ما در تمام امور زندگی میباشد بنابراین به ندای راهنما یتان گوش کنید تا راه را بیابید و از افتادن در چالهای ناامیدی در امان بمانید.

9- از خدا بخواهید:بیاد داشته باشیم آن لحظاتی که غرق در نا امیدی هستیم ودریچه های آرامش را بر خود بسته می بینیم نوازنده ای هست تابا ندای زیبا وملکوتی اش دلهایمان را نوازش دهد و آرامش را در وجودمان دوباره زنده کند.

10-خود را فرد خوشبختی تلقی کنید.

11-به داشته ها یتان فکر کنید.

12-انتظارات باید در حد توانایی ها باشند:انتظارات بیش از حد توان فرد را از خود واقعی دور وبه سمت خود آرمانی هدایت میکند. ودر نتیجه فرد به دنیای تخیل پناهنده میشود. بنابراین وقتی فرد نتواند به آرزو هایی که در دنیای تخیل برای خود در نظر گرفته است در دنیا ی واقعی دست یابد به افکار اضطراب الود دچار میشود. و مدام خود را در بن بست پیچ و خم های زنگی احساس میکند.

13-اعتماد به نفستان را حفظ کنید وبرای افزایش آن بکوشید:اعتماد به نفس کلید خوشبختی وراهی برای غلبه بر افکار منفی است .تقویت اعتماد به نفس باعث تقویت افکار مثبت وریشه کن کردن افکار منفی میشود.

15-دیگران را مثبت ارزیابی کنید.

آموزش خود هیپنوتیزم روانی

 

۱-تعیین هدف:

در این مرحله شما باید ابتدا هدف خود را از هیپنوتیزم شدن بدانید.در واقع باید مشخص کنید قصد از بین بردن چه مشکل روانی را دارید.ایا هدف شما افزایش اعتماد به نفس است,کاهش اضطراب است, کاهش کمرویی است و....ضمنا در این مرحله علاوه بر تعیین نوع هدف میزان هدف نیز باید مشخص شود مثلا کسی که در مقابل جنس مخالف خود احساس اضطراب دارد باید مشخص کند تا چه اندازه قصد کاهش اضطراب خود را دارد. در واقع هدف و میزان هدف باید طوری طرح ریزی شود که دور از دسترس نباشد.

2- انتخاب جملات:

در این مرحله فرد باید جملات خود را به صورت کاملا واضح و روشن انتخاب نماید چرا که هنگام گفتن این جملات اگر ابهامی در نوع جمله وجود داشت، "ناخوداگاه" نیز به صورت مبهم عمل می کند.آنچه به" ناخودآگاه" داده می شود "ناخوداگاه"  نیز بدون کم و کاست آن را دریافت می کند وسرانجام آن را بروز میدهد.

ضمنا فرد در این مرحله می تواند از قید های تاکیدی استفاده نمایید. مثلا به جای اینکه بگوییم:"من احساس آرامش می کنم"

بگوییم: "من کاملا احساس آرامش می کنم".

همچنین فرد در این مرحله باید آنچه را که می خواهد بیان کند و نه آنچه را که نمی خواهد:

مثلا به جای اینکه بگوییم: "من بیمار نیستم"، بگوییم:"من سالم هستم". اگر چه معنای هر دو جمله این است که "من سالم هستم" ولی تاثیر استفاده از جملات مثبت بسیار بیشتر از جملات منفی است.

 

3- مرحله ی شروع:

  • مکان انجام هیپنوتیزم باید مکانی کاملا آرام و بدون سرو صدا باشد.
  • قبل از ارائه ی جملات در حالی که چشمان شما بسته است، به مدت 10 ثانیه شمارش معکوس را انجام دهید
  • همراه با شمارش معکوس به خود تلقین کنید که هر ثانیه که می گذرد خواب شما عمیق تر می شود.
  • جملاتی را که باید بعد از شمارش معکوس بگوییم:من کاملا احساس ارامش میکنم,من احساس میکنم هر لحظ که میگذرد آرامشم بیشتر وبیشتر میشود,من احساس میکنم در مکان کاملا آرام وبدون سر وصدایی هستم و...
  • حالا در این مر حله جملاتی را که مربوط به هدف اصلی تان هست به صورت مداوم تکرار کنید مثلا اگر هدفتان افزایش اعتماد به نفس است چند باراین جملات را تکرار کنید:من کاملا به نفس خود اطمینان دارم من احساس میکنم هر روز که میگذرد اعتماد به نفسم بیشتر میشود و...

4-مرحله اتمام کار:

در این مرحله از شماره ی یک  تا ده بشمارید واحساس کنید با هر شماره که می گذ رد هوشیاری شما بیشتر میشود سر انجام به شماره ی ده که رسیدید چشمان خود را باز کنید و احساس کنید که کاملا هوشیار هستید.بعد از یک تا دو هفته که این تمرین را انجام دادید به نتایج شگفت انگیزی خواهید رسید.

پیشگیری ودرمان افسردگی

درمان افسردگی (2) چاپ ارسال به دوست
۳۰ تير ۱۳۸۷
فهرست صفحات
پیشگیری و درمان افسردگی (2)
صفخه 2
آیا افسردگی قابل درمان است ؟

 

برای پیشگیری از افسردگی، حتما به نکات مهم زیر توجه کنید :‌

    * تغییرات‌ عمده‌ زندگی‌ را پیش‌بینی‌ و آمادگی‌ لازم‌ برای‌ مواجهه‌ شدن‌ با آنها را کسب‌ کنید.

    * هرگز فراموش نکنیم که حتی اگر هیچ کسی در این دنیای خاکی نداریم ،

در عوض خدائی بزرگ و قادری مطلق ، همیشه در قلب ما جاریست ...

 او هر لحظه و هر نفس در ماست و هیچگاه ما را از خود نمی راند ...

    *  از دروغ گوئی و تملق بپرهیزیم ، چرا که باعث ایجاد اضطراب و افسردگی میشوند . 


    * حتی‌الامکان‌ از عوامل‌ خطر پرهیز کنید.

در بسیاری‌ از موارد، بیماری‌ خود به‌ خود خوب‌ می‌شود، اما با کمک‌ گرفتن‌ از پزشک‌

می‌توان‌ مدت‌ افسردگی‌ را کم‌ کرد و روش‌های‌ مقابله‌ با افسردگی‌ را فرا گرفت‌.

اشتباه رایجی در اذهان وجود دارد که مراجعه به پزشک یا روانپزشک برای درمان

افسردگی ، بمعنی وابستگی دائمی و مصرف داروهای قوی و مادام العمر داروهای

خواب آور و اعتیاد آور است ! در صورتیکه این تفکر اشتباه است.

    * سعی کنید انس بیشتری با قران داشته باشید ، الا بذکرالله تطمئن القلوب ...

    * انجام مرتب ورزش ، خصوصا بصورت دست جمعی ، مسافرت های منظم و گردش

های آخر هفته را در برنامه ی زندگی خود مهم تلقی کنید.

 

دو نکته مهم :

عود افسردگی‌ شایع‌ است‌.

درصد بهبودی‌ بالا است‌،

حتی‌ اگر فرد به‌ هنگام‌ افسردگی‌، نسبت‌ به‌ بهبودی‌ خود دید

منفی‌ داشته‌ باشد.افسردگی ، افسرده ، غم،اندوه،نگران،نگرانی،غصه،دلشوره،گریه،غمگین،اضطراب


یکی از مهمترین عوارض‌ احتمالی‌ افسردگی :

خودکشی‌ ... علایم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از: ـ

گوشه‌گیری‌ از خانواده‌ و دوستان‌ ـ عدم‌

توجه‌ به‌ ظاهر خود ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ این‌ که‌ فرد می‌خواهد

«همه‌ چیز را تمام‌ کند» یا اینکه‌

«زیادی‌ است‌ و مزاحم‌ دیگران‌.» ـ شواهدی‌ از

 داشتن‌ نقشه‌ برای‌ خودکشی‌

 (مثلاً نوشتن‌ وصیت‌نامه‌ یا توجه‌ به‌ یک‌ سلاح‌ قتاله‌) ـ

خوشحالی‌ ناگهانی‌ پس‌ از احساس‌ نومیدی‌

طولانی‌ مدت‌ ـ عدم‌ بهبود افسردگی‌

چگونه افسردگی را درمان کنیم ؟‌

درمان این بیماری را نمی توان بدون توجه به جنبه های اجتماعی و خانوادگی ، همچنین

تغییر روش های زندگی خود فرد و اصلاح رو شهای خانواده و اطرافیان موفق دانست ...

بعبارت دیگر برای رسیدن به بهترین نتایج باید همه ی خانواده با پزشک همکاری کنند .

اصول‌ کلی‌ در صورتی‌ که‌ علایم‌ خفیف‌ تا متوسط‌ باشند،

روش‌های‌ به‌ عهده‌ گرفتن‌ مراقبت‌ از خود را در پیش‌ گیرید:

با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ کنید.

به‌ طور منظم‌ ورزش‌ کنید.

یک‌ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌ و کم‌چرب‌ داشته‌ باشید.

افسردگی ، افسرده ، غم،اندوه،نگران،نگرانی،غصه،دلشوره،گریه،غمگین،اضطراب الکل‌ مصرف‌ نکنید؛

کارهای‌ عادی‌ زندگی‌ خود را ادامه‌ دهید.

فیلم‌های‌ خنده‌دار و شاد ببینید.

در صورت‌ امکان‌ به‌ تعطیلات‌ بروید.

احساسات‌ خود را در یک‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنویسید.

سعی‌ کنید مشکلات‌ در روابط‌ با دیگران‌ را حل‌ کنید

 بهتر است‌ که‌ در این‌ زمان‌ تصمیمات‌ عمده‌ نگیرید


تا حدی‌ که‌ می‌توانید فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ‌ کنید.

مسؤولیت‌های‌ خود را تا زمان‌ بهبودی‌ به‌ فرد دیگری‌ واگذار کنید.

به‌ گروه‌های‌ حمایتی‌ در مورد افسردگی‌ بپیوندید.


داروها

داروهای‌ ضدافسردگی‌ برای‌ بعضی‌ از افراد که‌ افسردگی‌ طولانی‌مدت‌

افسردگی ، افسرده ، غم،اندوه،نگران،نگرانی،غصه،دلشوره،گریه،غمگین،اضطراب یا نسبتاً شدید دارند. داروهای مختلفی برای این منظور قابل استفاده اند

که نوع ، دوز و مدت مصرفشان بسته به نظر پزشک شما

تعیین خواهد شد. برای مثال کربنات لیتیم‌ برای‌ مواردی‌ که‌

دوره‌هایی‌ از سرخوشی‌ غیرطبیعی‌ و افسردگی‌ متناوباً رخ‌ می‌دهند ،

( البته با نظر پزشک درمانگر شما) قابل استفاده است و می تواند بسیار مفید باشد.

افسردگی ، افسرده ، غم،اندوه،نگران،نگرانی،غصه،دلشوره،گریه،غمگین،اضطراب فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری

محدودیتی‌ برای‌ آن‌ وجود ندارد. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری ها

و علایق‌ روزانه‌ را حفظ‌ کنید حتی‌ اگر حوصله‌ آنها را ندارید.

رژیم‌ غذایی‌

یک‌ رژیم‌ عادی‌ و متعادل‌ داشته‌ باشید حتی‌ اگر اشتها به‌ غذا ندارید.

درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟

اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ افسردگی‌ دارید.

اگر احساس‌ تمایل‌ به‌ خودکشی‌ یا ناامیدی‌ دارید.

 

منبع: منابع مختلف روانپزشکی

منبع:نظریات دکتر مجید ظهرابی

اماده سازی کودک برای ورود نوزاد جدید

روش‌هاي آماده سازي كودك براي ورود نوزاد جديد

Posted: 15 Jun 2010 11:52 PM PDT

وقتي نوزاد جديدي در راه است، چگونه كودك تان را براي استقبال ازاو آماده مي كنيد؟
اين آماده سازي معمولا يكي از مشكلات جدي مادران باردار محسوب مي شود. روانشناسان معتقدند هيچ جاي نگراني وجود ندارد. مادران بايد اولا با حوصله با واكنش هاي گاه پرخاشگرانه كودك شان برخورد كنند و ثانيا از روش هاي گوناگون براي ايجاد اين آمادگي استفاده كنند.

يكي از روش هاي مهم، صحبت با كودك است در مورد اينكه يك خانواده تنها از پدر و مادر ويك فرزند تشكيل نمي شود و در بسياري خانواده ها به طور طبيعي تعداد فرزندان بيش از يك نفر است.البته با درنظرگرفتن مقطع سني كودك، مي توان اين موضوع را هرچه مناسب تر مطرح كرد.

تلاش كنيد با طرح داستان هايي از دوران نوزادي كودك، او را با شرايط واقعي نوزاد آشنا كنيد. براي مثال، برخي از مادران فكر مي كنند چون كودك شان از آمدن يك همبازي خوشحال مي شود، معمولا با كودك دراين مورد صحبت مي كنند و مي گويند او مي آيد كه با تو بازي كند.

درحالي كه نوزاد بايد زمان قابل توجهي را پشت سربگذارد تا بتواند توانايي بازي با كودك را كم كم پيدا كند. بنابراين وقتي كودك درعمل با اين گفته نادرست مواجه مي شود، احساس بدي نسبت به مادر پيدا مي كند. اگر بپذيريم كه كودك ما روحيه بسيارحساس و نگاه دقيقي دارد، دقت مي كنيم كه دروغ به او نگوييم تا حس اعتماد خوبي بين ما برقرار شود.

مادران بايد به اين نكته توجه كنند كه كودك از ديدن عكس هاي مربوط به دوران نوزادي اش و همچنين شنيدن داستان هايي دراين باره، خيلي خوشحال مي شود و به اين گونه براي درك وضعيت نوزاد درشرايط بسيار مناسبي قرار مي گيرد. همچنين درمورد نوزادي كودكان فاميل هم مي توان داستان هايي را مطرح كرد كه كودك ضمن آشنايي با شرايط نوزاد، با او احساس نزديكي بكند.

كارديگري كه حس نزديكي با نوزاد را دركودك برمي انگيزد، اجازه دادن به او براي لمس كردن حركات جنين درشكم مادر است. آنچه دراين ميان خيلي مهم است ايجاد حس مشاركت دراو براي انجام كارهاي مربوط به نوزاد است؛ از آماده كردن اتاق و وسايل او گرفته تا خريد اسباب بازي و هديه براي او.

و درنهايت اينكه به كودك خود اجازه دهيد هنگام تولد نوزاد جديد، از اولين كساني باشد كه او را ملاقات مي كند. به اين ترتيب در مجموع او احساس مي كند نه تنها بايد از ورود نوزاد جديد به خانه و خانواده اش خوشحال باشد، بلكه حتي وظايفي نيز براي مراقبت از او دارد.

 


دسته‌ها:مباحث اجتماعی, اعتماد به نفس, تکنولوژی و روانشناسی, روانشناسی کودک, شیوه های درمانی Tagged: روانشناسی, روانشناسی کودک

دختران و پســـران سرخوش

Posted: 15 Jun 2010 12:26 AM PDT

برقراری ارتباط موثر با نوجوانان

سنین نوجوانی برای بسیاری از خانواده ها، دورانی سخت و مشکل ساز است. نوجوانان ممکن است ایده ها، ارزش ها و یا باورهایی داشته باشند که با اعتقادات و ارزشهای والدینشان تفاوت زیادی داشته باشد. هر چند حل و فصل این مساله برای والدین، گاه بسیار سخت است، اما این مساله بخشی از روند طبیعی حرکت به سوی استقلال است. در ابتدا ممکن است والدین در برابر این تغییرات (یعنی مبارزه ی نوجوان برای کسب استقلال) مقاومت کنند اما مواجه شدن با این مساله امری اجتناب ناپذیر است.

والدین باید توجه کنند که برای کنار آمدن با این شرایط، هیچ نسخه ی از پیش تعیین شده ای وجود ندارد، چرا که ویژگیهای رفتاری هر نوجوانی مختص به خود اوست. اما در صورتی که به دنبال دریافت مجموعه ای از توصیه های کلی در مورد نحوه ی برخورد با فرزند نوجوانتان هستید به این مطالب توجه کنید:

برقراری روابط موثر با نوجوان
- به خاطر تغییرات سریعی که در دوران بلوغ رخ می دهد، نه تنها نوجوان بلکه والدین هم به نوعی دچار سردرگمی در ارتباط با هم می شوند. توجه داشته باشید که ویژگی شاخص نوجوانی حرکت تدریجی به سمت استقلال است، لذا والدین باید به فرزند خود کمک کنند تا این مرحله را پشت سر گذارد نه اینکه مانع از رشد و تحول وی شوند.

- در اتخاذ تصمیمات مهم و اساسی با هم همکاری کنید. سعی کنید راه حل و تصمیمی را انتخاب کنید که مورد قبول شما (پدر و مادر) و فرزندتان باشد.

به خاطر تغییرات سریعی که در دوران بلوغ رخ می دهد، نه تنها نوجوان بلکه والدین هم به نوعی دچار سردرگمی در ارتباط با هم می شوند

- ممکن است فرزند شما در برخی از زمینه ها، نظرات و دیدگاهی متفاوت از شما داشته باشد یا اصلاً کارها و اقداماتی را انجام دهد که شما نتوانید علت آن را درک کنید. سعی کنید رفتارهای نوجوان خود را با دید مثبت ببیند و درک کنید که نوجوان شما دارای ویژگیهای خاص خود است.

- والدین تصور می کنند که همیشه مسئول سلامتی و نشاط نوجوانشان هستند، در حالیکه وقتی بچه ها به سن نوجوانی و بلوغ می رسند، وقت آن رسیده که به آنها فرصت دهید، خودشان تصمیم بگیرند و مسئول سلامت و تندرستی خود باشند. اجازه دهید اشتباه کنند و عواقب اشتباه خود را ببینند و تاوان آن را بپردازند و شما تنها در این شرایط می توانید نقش حامی و همراه را بازی کنید. برای اینکه آنها (نوجوان) درس موفقیت را بگیرند، باید اشتباه کنند.

نکات مهم در برقراری رابطه موثر
برای برقراری یک رابطه موفق با فرزند نوجوان خود به این مطالب توجه کنید:

- بیشتر از آنکه برای فرزند خود صحبت کنید، به حرفهای او گوش دهید.

بخاطر داشته باشید که خداوند به ما دو گوش و یک دهان داده، بنابراین بهتر است به جای آنکه دائماً زبان به نصحیت نوجوان خود باز کنید، به حرفها و دردودل های او گوش فرا دهید. نوجوانان تمایل فراوانی برای صحبت کردن با والدین خود دارند، البته به شرط آنکه به اندازه کافی سکوت کنید و فرصت لازم برای صحبت کردن به او را بدهید.

- زمان هایی را به نوجوان خود اختصاص دهید.

ممکن است نوجوان شما در مدرسه، با دوستان و یا با سرگرمی های مختلف خود (مانند کامپیوتر، اینترنت و…) خیلی سرگرم باشد. اما این شما هستید که باید با او ارتباط برقرار کنید و این فاصله را بشکنید. مکانها یا موقعیتهایی که مورد علاقه ی نوجوانتان است را انتخاب کرده و روابط تان را با وی از سر بگیرید.

- برای نوجوان خود حریم خصوصی قائل شوید.

نوجوانان علاقه ی زیادی به خلوت و تنهایی دارند. لذا این شرایط از آنها دریغ نکنید. اگر دیدید به اتاقش پناه برده و با خود خلوت کرده، دائماً خلوت او را نشکنید.

- علائق نوجوان خود را بشناسید.

گوش کردن به موسیقی، تماشای تلویزیون، رفتن به سینما و تئاتر و.. از علائق نوجوانان است. سرگرمی های مورد علاقه آنها را شناخته و حتی امکاناتی فراهم آورید که فرزندتان را در این سرگرمی ها، همراهی کنید.

- نقش والدین با محبت را ایفا کنید.

نوجوانان در کش و قوس، مرحله هویت یابی، با احساسات متناقض بسیاری مواجه می شوند و بنابراین نیاز دارند که مورد محبت و توجه والدین خود باشند. علاقه تان را در رفتار، نشان دهید، تولدشان را جشن بگیرید، اشتباهاتشان را ببخشید و فراموش کنید، به حرفها و مشکلات آنها گوش دهید و برای رفع مشکلاتشان، با آنها همدلی و همراهی کنید. همه ی این اقدامات در بهبود و ترفیع عزت نفس نوجوانان، نقش سازنده ای دارد.

نوجوانان تمایل فراوانی برای صحبت کردن با والدین خود دارند، البته به شرط آنکه به اندازه کافی سکوت کنید و فرصت لازم برای صحبت کردن به او را بدهید
ارتباطات منفی را به ارتباطات مثبت تغییر دهید
برای اینکه بتوانید ارتباطات منفی خود را به روابط مثبت تبدیل کنید به این پیشنهادات توجه کنید:

- با نوجوانان خود در مورد چگونگی داشتن یک ارتباط خوب، وارد بحث شوید و راهبردهایی را به یکدیگر پیشنهاد دهید.

- زمانیکه می خواهید در مورد مشکلات رفتاری فرزندتان، با او وارد بحث کنید، سعی کنید مطالب را مورد اولویت بندی قرار دهید. مثلاً رانندگی کردن بدون گواهینامه، شرکت در مهمانی های نامناسب، بیرون ماندن بیش از حد از خانه و… بهتر است مورد اولویت قرار گیرد. ولی برخی از رفتارهای دیگر مانند نامرتب بودن اتاق خواب و یا دعوا و مشاجره با خواهر و برادر، بهتر است به زمانهای دیگری موکول گردد.

نوجوانتان را منضبط تربیت کنید
اختلاف نظر بین نوجوان و والدین اجتناب ناپذیر است. اما در هر حال در برخی از موارد، والدین باید مراقب رفتارهای نوجوانشان باشند و آنها را منضبط بار آوردند. نوجوان به یک انضباط همیشگی از طرف والدینی که دوستشان داشته باشند، نیاز دارند. اما اکثر والدین روشهای انضباطی شان را براساس آزمون و خطا یاد می گیرند. ولی ما در اینجا یک پیشنهاد بهتر داریم که قبل از اعلام هر نوع اعمال انضباط یا تنبیهی، آرام باشید. خیلی واضح و روشن درمورد مشکل پیش آمده فکر کرده و اختیارات خود را در نظر بگیرید. سپس یک تصمیم قابل اجرا بگیرید که محکم و منصفانه باشد. فراموش نکنید که هدف اصلی انضباط ، تنبیه نیست بلکه شامل آموزش و پرورش نوجوان برای ایجاد کنترل نفس و آماده کردن وی برای بزرگسالی است. این کار شامل پاداش ها، محدودیت ها و به تعویق انداختن امور لذت بخش است که البته باید متناسب با سن فرزندتان باشد.

هدف اصلی انضباط ، تنبیه نیست بلکه شامل آموزش و پرورش نوجوان برای ایجاد کنترل نفس و آماده کردن وی برای بزرگسالی است
شنونده خوبی برای نوجوان خود باشید
زمانهایی را صرف گوش کردن به صحبتهای نوجوان خود کنید. برای مثال:

- واقعاً به حرفهای نوجوان خود گوش دهید. مثلا آنچه را که انجام میدهید متوقف کنید، تماس چشمی با او برقرار کنید و صحبتهایش را قطع نکنید.

- برای نظرات نوجوان خود ارزش و احترام قائل شوید و توجه کنید که او دیدگاهی متفاوت از شما نسبت به دنیا دارد.

- به جای ضمیر «تو» از ضمیر «من» استفاده کنید. برای نمونه به فرزند خود نگویید که «تو هیچگاه به حرفهای من توجه نمی کنی و برای من توضیح نمی دهی که به کجا می روی» به جای آن بهتر است بگویید: «اگر برای من توضیح ندهی که کجا می روی من نگران تو می شوم»

- توجه داشته باشید که اگر به حرفهای نوجوان خود گوش نداده

منبع:وب سایت ۱فراکاو

روان شناسی شخصیت

روانشناسی شخصیت

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی شخصیت
-->(cached)

تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کرده‌اند. هیلگارد (Hilgard) شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه‌های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند» تعریف کرده است در حالی که برخی دیگر «شخصیت» را به ویژگیهای «پایدار فرد» نسبت داده و آن را بصورت «مجموعه ویژگیهایی که با ثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش بینی رفتار فرد می‌شوند» تعریف می‌کنند.

شخصیت (Personality) از ریشه لاتین (Persona) که به معنی «نقاب و ماسک» است گرفته شده است و اشاره به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره می‌گذاشتند و این تعبیر تلویحا به این موضوع اشاره دارد که «شخصیت هر فرد ماسکی است که او بر چهره خود می‌زند تا وجه تمایز (تفاوت) او از دیگران باشد».




شخصیت به همه خصلتها و ویژگیهایی اطلاق می‌شود که معرف رفتار یک شخص است، از جمله می‌توان این خصلتها را شامل اندیشه ، احساسات ، ادراک شخص از خود ، وجهه نظرها ، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می‌شود.

نگاه اجمالی

«شخصیت» یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیزش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط می‌شود. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر می‌شود. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» است. به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را می‌توان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» مورد مطالعه قرار داد.

از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمانهای قدیم برای شناخت آن کوششهای فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی» ، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط می‌شود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونه‌های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش می‌دهد. در حالی که برخی تجربه‌ها بین همه فرهنگها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.

شخصیت از دیدگاه مردم

واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می‌شود مثلا وقتی گفته نمی‌شود «او با شخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگیهایی است که می‌تواند افراد دیگر را با «کارآیی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درسهایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر می‌شود، سعی بر این است که به افراد مهارتهای اجتماعی بخصوصی یاد داده ، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند همچنین در برابر این کلمه ، کلمه «بی‌شخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگیهای منفی» است که البته به هم دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما در جهت منفی.

در اجتماع گاهی به جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت می‌شود که هر یک ویژگیهایی را می‌رسانند و گاهی از کلمه شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی افراد استفاده می‌شود مثلا وقتی گفته می‌شود«او پرخاشگر است» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری است. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «احترام» به چهره‌های مشهور و صاحب صلاحیت «علمی ، اخلاقی یا سیاسی» بکار می‌رود نظیر «شخصیت سیاسی ، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …».

شخصیت از دیدگاه روانشناسی

دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاههای «مردم و جامعه» است در روانشناسی افراد به گروههای «با شخصیت و بی‌شخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمی‌شوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه به«شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریه‌های متعددی از جمله : «نظریه روانکاوی کلاسیک (Classical Psychoanaly Theory) ، نظریه روانکاوی نوین (Neopsychoanalytic Theory) ، نظریه انسان گرایی (Humanistis Theory) ، نظریه شناختی (Cognitive Theory) ، نظریه یادگیری اجتماعی (Social-learning Theory) و … » در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است.

ماهیت شخصیت و انسان

یکی از جنبه‌های با اهمیت در «روانشناسی شخصیت» که در «نظریه‌های شخصیت» منعکس شده است برداشت یا تصوری است که از ماهیت «انسان و شخصیت او» ارائه شده است (یا می‌شود). این سوالها با ویژگی اصلی انسان ارتباط می‌کنند و همه مردم (شاعر ، هنرمند ، فیلسوف ، تاجر ، فروشنده و …) همواره به روش به این سوالها پاسخ می‌دهند؛ بطوری که می‌توانیم بازتاب همه جانبه آنها را در «کتابها ، تابلوهای نقاشی ، و در رفتار و گفتارشان» ببینیم و روانشناسی شخصیت و نظریه پردازان این حوزه نیز از آن مستثنی نیستند. این موضوعات را می‌توان در جدول زیر خلاصه کرد.


اراده آزاد یا جبرگرایی؟ آیا انسان آگاهانه اعمال خود را جهت می دهد یا بوسیله نیروهای دیگری کنترل می‌شود؟
وراثت یا محیط؟ آیا انسان بیشتر تحت تأثیر وراثت است یا تحت تأثیر محیط؟
گذشته یا حال؟ آیا شخصیت انسان وقایع و اتفاقات اوائل زندگی شکل می‌گیرد یا اینکه تحت تأثیر تجربه‌های دوران بزرگسالی قرار دارد؟
بی‌همتایی یا جهان شمولی؟ آیا شخصیت هر انسان بی‌همتاست یا اینکه شخصیت دارای الگوهای کلی خاصی است که با شخصیت بسیاری از افراد انطباق دارد؟
تعادل جویی یا رشد؟ آیا انسان فقط برای حفظ تعادل و توازن رفتاری را انجام می‌دهد یا او بخاطر میل به رشد و تکامل رفتار را انجام می‌دهد؟
خوش بینی یا بد بینی؟ آیا انسان اساسا موجودی خوب است یا بد؟

نقش وراثت زیستی در رشد شخصیت

وراثت به منزله مواد خام شخصیت است. این مواد به اشکال مختلف شکل می‌پذیرند. بعضی از همانندیهای موجود در شخصیت و فرهنگ انسان ناشی از وراثت است، مثلا هر گروه انسانی ، مجموعه نیازها و قابلیتهای زیستی مشترک و یکسانی به ارث می‌برد. این نیازها ، شامل اکسیژن ، غذا ، آب ، استراحت ، فعالیت ، خواب ، پرهیز از شرایط هولناک و اجتناب از درد و نظایر آن است.

اهمیت محیط طبیعی در رشد شخصیت

محیط طبیعی نیز بر شخصیت تأثیر می‌گذارد، زیرا افراد تا حد وسیعی سطح کارآیی خود را که برای حفظ حیاتش ضروری است، از محیط می‌گیرد واقعیت امر این است که در هر محیط طبیعی ، انواع مختلف شخصیت و فرهنگ ، و در محیطهای طبیعی کاملاً متفاوت ، فرهنگهای مشابهی ملاحظه می‌شوند.

رابطه فرهنگ و شخصیت

بعضی از تجربه‌های فرهنگی بین همه افراد انسانی مشترک است. از تجربه‌های اجتماعی مشترک بین اعضای یک جامعه معین ، یک صورت بندی ویژه شخصیتی پدید می‌آید که شاخص و معرف شخصیت بیشتر اعضای آن جامعه است و اصطلاحا شخصیت نمایی (Modal Personality) یا شخصیت اساسی (Basic Personality) یا رفتار اجتماعی (خوی اجتماعی) (Social Character) خوانده می‌شود. این مفاهیم به ویژگیهای فرهنگی مشترکی که همه اعضای یک جامعه در آنها سهیم‌اند، اشاره می‌کنند.

نقش تجربه گروهی در رشد شخصیت افراد

کودک نوزاد به صورت یک ارگانیسم به دنیا می‌آید. با اخذ و کسب مجموعه‌ای از نگرشها و ارزشها ، تمایلات و بیزاریها ، هدفها و مقاصد ، و یک مفهوم عمیق و ناپایدار از اینکه چه نوع شخصی است، به تدریج یک موجود انسانی مبدل می‌شود. همه این ویژگیها را از طریق فراگرد اجتماعی شدن بدست می‌آورد. این فراگرد ، یادگیری او را از حالت حیوانی به شخصیت انسانی تغییر می‌دهد. به عبارت دقیق‌تر ، هر فرد از طریق فراگرد اجتماعی شدن ، هنجارهای گروههای خود را می‌آموزد تا اینکه یک خود مشخص که او را بی‌همتا می‌سازد، پدید می‌آید. شاید بتوان گفت که تشکل تصور خود ، مهمترین فراگرد در رشد شخصیت به شمار می‌رود.

اهمیت تجارب شخصی در رشد شخصیت

چرا کودکانی که در یک خانواده پرورش می‌یابند، حتی اگر تجربه‌های یکسانی هم داشته باشند، با یکدیگر متفاوت‌اند؟ نکته مهم این است که آنان تجربه‌های یکسانی نداشته ، بلکه در معرض تجربه‌های اجتماعی از برخی جهات مشابه و از برخی جهات نامشابه قرار گرفته‌اند. تجربه هرکس بی‌همتاست. بدین معنا که هیچ کس دیگر بطور کامل ، نظیر آن تجربه را ندارد. یادداشت دقیق تجربه‌های روزانه کودکان یک خانواده می‌تواند گوناگونی تجربه‌های آنان را به خوبی آشکار سازد. هر کودک اولاً ، وراثت زیستی بی‌همتایی دارد که کسی دیگر عینا نظیر آن را ندارد، ثانیاً ، از مجموعه بی‌همتای تجربه‌های زندگی برخوردار است که باز ، کسی دیگر ، عینا از آن برخوردار نیست.

تعداد بازدید ها

درمان استرس

ورزش کنید

هر چند امروزه مردم از لحاظ جسمی فعالیتهایی دارند ولی فعالیتهای بدنی آنها معمولا فعالیتهای سالمی نیستند و در اغلب اوقات خود موجب ایجاد استرس می‌شوند. مثل دویدن با سرعت برای رسیدن به اتوبوس. این فعالیتها جزء فعالیتهای سالم بشمار نمی‌روند و در نتیجه فرد را بی‌نیاز از فعالیتهای ورزشی نمی‌کنند. بنابراین لازم است ساعاتی برای ورزش با هدف خود ورزش کردن نه چیز دیگر ، اختصاص داده شود و تمرینات ورزشی سالمی انجام گیرد. کسانی که در برنامه‌های ورزشی شرکت می‌کنند فواید زیادی نصیبشان می‌شود. علاوه بر فواید فیزیکی ورزش شامل جلوگیری از بیماری قلبی ، اضافه وزن ، پوکی استخوان و ... دارای فواید روانشناختی عمیق است. از جمله کاهش افسردگی ، کاهش اضطراب و مهمتر از آن ایجاد حفاظت در مقابل استرس.

تاثیر ورزش در پیشگیری و درمان استرس بسیار مهم و شناخته شده است این امر ممکن است به علت اثر ورزش بر روی دستگاه ایمنی بدن باشد. ورزش باعث افزایش فعالیت آنتی کورها می‌شود و نیز باعث می‌شود که لنفوسیتهای نوع T افزایش پیدا کند که حامل آنتی کور هستند. این امر به ما کمک می‌کند تا خطرات آنتی ژنها را قبل از اینکه فرصتی برای ضرر رساندن به بدن ما را داشته باشند دفع کنیم. فواید ورزش در ارتقا و گسترش رفتارها و نگرشهای مثبت و بالا بردن اعتماد به نفس و خود شناسی و عزت نفس که از عوامل مهم در کاهش استرس هستند، شناخته شده است.

تغذیه مناسب داشته باشید.

تغذیه نقش مهمی در سلامت جسمی و روانی افراد دارد. همانگونه که مصرف برخی مواد غذایی در حالت افراط و تفریط بیماریهایی چون فشار خون ، کلسترول بالا ، انواع سرطانها را موجب می‌شود مقاومت افراد را در برابر انواع استرس نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. واکنش افراد در مقابل استرسها با نوع تغذیه آنها ارتباط نزدیک دارد. مصرف مشروبات الکلی ، سیگار ، غذاهای آماده ، ادویه‌جات با افزایش استرس رابطه نشان می‌دهند. بنابراین توصیه می‌شود برنامه غذایی افراد بویژه افرادی که در معرض استرس بیشتری قرار دارند به صورت سالمتری برنامه ریزی شود. در این برنامه‌های غذایی علاوه بر رعایت میزان کالری مورد نیاز برای هر جنس و هر گروه سنی بهتر است از یک مواد غذایی استفاده بهینه به عمل بیاید.

مصرف ویتامینها بویژه ویتامین C ویتامینهای گروه B و در این میان اهمیت اساسی دارد. استفاده از میوه‌جات گوناگون نیازهای طبیعی بدن را برآورده می‌کند در غیر این صورت از انواع مکمل با تجویز پزشک می‌توان استفاده کرد. در میان میوه‌ها نیز برخی خواص بیشتری در درمان استرس از خود نشان می‌دهند. خواص کیوی در این میان برای مبارزه علیه استرس و بیماریهای دیگر شناخته شده است. بر این اساس توصیه می‌شود روزانه 4 - 2 کیوی مورد استفاده قرار بگیرد. مصرف شیر نیز استرس را کاهش می‌دهد. مصرف شیر بویژه قبل از خواب ایجاد آرامش نموده و خواب راحتتری را برای فرد فراهم می‌کند. مصرف شیر در ساعات پراسترس توصیه می‌شود.

خواب خود را تنظیم کنید.

خواب یک فاکتور مهم در چرخه استرس است. عوامل مختلفی ممکن است ایجاد استرس کرده و به این ترتیب خواب فرد را تحت تاثیر قرار دهند و فرد را دچار بیخوابی یا بدخوابی کنند. از سوی دیگر هر عامل دیگری که موجب بیخوابی شود برای فرد تولید استرس کرده و با کاهش توان جسمی و روانی تحمل فرد را برای مقابله با رخدادهای روزمره زندگی کاهش می‌دهد. تلاش کنید بهداشت خواب خوبی داشته باشید و نکاتی را که به فراهم ساختن یک خواب آرام بخش کمک می‌کند، رعایت کنید. مثلا چند ساعت قبل از خواب شام خود را صرف کنید و بلافاصله بعد از صرف غذا به رختخواب نروید به مصرف لبنیات بویژه شیر تاثر خوبی روی به خواب رفتن شما خواهد داشت. پیاده روی قبل از خواب در هوای آزاد نیز خواب خوبی را برای شما فراهم خواهد ساخت. می‌توانید قبل از رفتن به رختخواب یک دوش بگیرید.

یکی از تکنیکهای مدتیستین را به صورت روزانه انجام دهید.

مدتیستین انواع گوناگونی دارد ولی آثار همه آنها در وهله اول معمولا ایجاد آرامش جسمی و روحی است. بکار بردن مداوم این تکنیکها با فراخوانی آرامش به روح و جسم شما ، توان مقابله شما را در برابر استرسها افزایش خواهد داد و به شما کمک خواهد کرد که استرسهای فعلی خود را درمان کنید.

شیوه زندگی خود را تغییر دهید.

در اکثر اوقات افراد پراسترس دارای شیوه زندگی نادرستی هستند، تغذیه ناسالم دارند، برنامه ریزی مناسب ندارند و اغلب اوقات سرشان بی‌خود و بی‌جهت شلوغ است. سر و سامانی به زندگی خود بدهید و هر چیزی را سر جای خود قرار دهید. این کار را می‌توانید با الویت بندی امور بر اساس ارزشی که در زندگی شما قرار دارند انجام دهید.

مباحث مرتبط با عنوان

رشد روانی جنسی

روان‌کاو اتریشی (۱۸۵۶-۱۹۳۹) رشد روانی-جنسی کودک را در سه مرحله دهانی، مقعدی، و تناسلی (احلیلی) تبیین کرد که از سال ۱۹۰۵ نگارش آن را آغاز کرد و تا سال ۱۹۲۶ مورد بازنگری قرار داد [۱]

فروید یادگیری تفاوت‌های جنسی کودکان و خردسالان را بر اساس داشتن یا نداشتن آلت تناسلی می‌دانست. فروید تأکید می‌کند که تنها تمایزات کالبدشناختی نیستند که اهمیت دارند؛ داشتن یا نداشتن آلت تناسلی نشان‌دهنده مردانگی یا زنانگی است. در مرحله اودیپی، پسر احساس می‌کند که انضباط و استقلالی که پدرش از او می‌خواهد او را تهدید می‌کند و خیال می‌کند که پدر می‌خواهد آلت تناسلی او را قطع کند، یعنی او را اخته کند. پسر تا اندازه‌ای آگاهانه، اما بیشتر در سطح ناخودآگاه پدر را به عنوان رقیبی برای مهر مادرش می‌شناسد. با سرکوب احساسات جنسی نسبت به مادر، و پذیرش پدر به عنوان موجودی برتر، پسر خود را پدر همانند می‌داند و از هویت مردانه خود آگاه می‌شود. پسر عشق خود را نسبت به مادرش از ترس ناخودآگاه اخته‌شدن توسط پدر رها می‌کند.

از سوی دیگر، دخترها از نداشتن آلت رنج می‌برند و به همین دلیل به پسرها حسادت می‌ورزند، زیرا فاقد اندام آشکاری هستند که پسرها را از آن‌ها متمایز می‌سازد. ارزش مادر در نظر دختر خردسال کاهش می‌یابد زیرا می‌بیند که او هم فاقد آلت رجولیت بوده و قادر به تأمین آن نیست. هنگامی که دختر خود را با مادر همانند می‌شمارد، نگرشی تسلیم‌طلبانه را که به شناخت جنس دوم بودن همراهست، می‌پذیرد.

با پایان یافتن مرحله اودیپ، کودک یاد گرفته است که احساسات جنسی عاشقانه‌اش را سرکوب یا پنهان کند. به نظر فروید، دوره زمانی که از زمان پنج‌سالگی تا پایان بلوغ، فعالیت‌های جنسی به طور موقت ترک می‌شوند، تا زمانی که دگرگونی‌های زیستی مربوط به دوره بلوغ و آغاز دوره نوجوانی میل جنسی عاشقانه را دوباره فعال می‌سازد. به همین دلیل، در این دوره، کودک به هم‌جنسان بیشتر توجه می‌کند و این دوستان هم‌جنس بیشترین اهمیت را در زندگی او دارند.

کودکی که فروید ترسیم کرد قطعا یک پسر بود و به همین دلیل در شرح رشد جنسی دختران با دشواری‌هایی روبرو شد.[۱]


[ویرایش] نظریه چودروف

ادامه نوشته

انسان وخوابها یش

انسان وخوابهایش .همانطور که میدانیم فروید خوابهای شبانه ی انسانها رازاییده ی اندیشه های روزانه اش میداند در واقع از نظر فروید اندیشه های روزانه ی انسانها شبانه در قالب سمبلهایی در خواب خود را نشان میدهد. مثلا کسی که روز را تشنه به سر میبرد ممکن است شب خواب دریا را ببیند . اما چرا دریا؟درواقعیت دریا همان سمبل است یعنی سمبل تشنگی. اما میخواهیم به این بحث بپردازیم که چرا خوابها فرامش میشوند؟چرا انسان خوابی را که حتی ممکن است ده سال پیش دیده باشد به یاد دارد ولی خواب دیشب خود را فراموش کرده ونمی تواند ان را به یاد بیا ورد؟به نظر خودم وطبق انچه دربالا به نظر فروید اشاره کردیم فراموشی یا عدم فراموشی خوابها بسته به ضعیف یا قوی بودن اندیشه ی بشری دارد.یعنی زمانی که یک اندیشه خیلی قوی باشد وذهن و فکر انسان را زیا د به خود مشغول کند باعث میشود در قالب یک سمبل قوی وجالب که حتی ممکن است ترسناک هم باشد خود رانشان دهد.وان خواب به دلیل قوی بودن اندیشه ممکن است سالها فراموش نشود.مثلا موقعیت کنکور که خیلی برای داوطلبان مهم است وزیاد فکر انها را به خود مشغول میکند ممکن است این افکار  خود را در قالب خوابهایی نشان دهد که حتی سالها فراموش نشود . درپایان از تمامی بازدید کنندگان وبلاگ روان درمانی تقاضا داریم که در این مورد با ما تبادل نظر داشته باشند.