پسر چهارده ساله ای که ترس شدیدی از بیمارستان و آمبولانس داشت توسط روان شناسی به اسم لازاروس درمان شد. چهار سال بود که این ترس او را رنج میداد. چندین بار وقتی آمبولانسی از کنارش گذشته بود از حال رفته بود.از بیمارستان ها میترسید واز وارد شدن به آنها ابا داشت.درمان به این شکل بود که کودک ابتدا در فاصله ی دور به آمبولانس نگاه بیندازد وکم کم خود را به آمبولانس نزدیک کند وسر انجام بتواند وارد بخش جراحی شود.سه روز پس از از سومین جلسه ی رفع حساسیت ،فرد مورد نظر از پس یک آمبولانس پارک شده که درهای پشت آن باز بود عبور کرد، واضطرابی تجربه نکرد.پس از ده مصاحبه، بسیار پیشرفت کرده وقادر بود که به بیمارستان وارد شود وبدون اشکال به آمبولانس نزدیک شود.پس از پی گیری های سه ماهه هیچ یک از ترس های قبلی بروز نکرد.همکاری روان شناسان وروان پزشکان برای تخفیف ترس کودکان منجر به تهیه ی فیلمی به اسم مسواک قرمز شد.فیلم، دو کودک را نمایش میداد که به نزد دندان پزشک میروند یکی باترس ویکی بدون ترس.کودک بدون ترس وارد مطب میشود ، بر روی صندلی دندان پزشکی مینشیند ودندان هایش را پاک میکند. پاک کردن شامل یک آیینه ی دندان پزشکی، ازمایش دادن وچرخ جلا دادن درمان بود که با تسمه می چرخید. کودک دوم که دختری است ودر ابتدا میترسید، کودک بدون ترس را در طی جلسه تماشا میکند وبه تدریج ترس او کاهش می یابد.بنا براین نمایش این گونه فیلم ها میتواند تاثیر زیادی بر کاهش ترس کودکان داشته باشد .البته کودکی که از دندان پزشک میترسد میتوان از طریق مشاهده ی ساده ی کودکان هم سن وسال خودش که این گونه  ترس ها را ندارند(موقع ملاقات دندان پزشک)درمان کرد ولی طبق تجارب به نظر می رسد تاثیر فیلم برای کاهش ترس کودکان بهتر از مشاهده ی ساده ی کودکی بدون ترس است  که به دشواری می تواند خود را جای او بگذارد.اما اینک به توضیح ودر مان فوبی دیگری از کودکان می پردازیم. کودکانی که فوبی خاصی از اتوبوس ها داشتند با استفاده از شیوه ای که در آن  با پیشرفت های تدریجی که نسبت به محرک های ترسناک داشتند پاداش داده میشدند تحت درمان قرار گرفتند.قبل از مقابله ی واقعی کودک با محرک واقعی فوبی(یعنی اتوبوس)از او خواسته میشد که به عکس ها یا مدلها یی از اتوبوس نگاه کند.بدین نحو نیاز به تجسم ذهنی محرک ترس اور برطرف می شد.وقتی کودک تحملی از مدل اتوبوس نشان می داد بابت حرکت ونزدیک شدن تدریجی اوبه اتوبوس پاداش داده میشد(مثلا بستنی یا آنچه مورد علاقه ی کودک بود)یعنی وقتی که عکس ها را میدید وسپس به صورت واقعی خود را به اتوبوس نزدیک میکرد به او پاداشی داده میشد .طبق گذارشات والدین، کودک آشکارا  توانا یی سوار شدن به اتوبوس را پیدا کرده بود.